Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

2/20/2003

هنر



بسیاری از ناقدان هنر را عقیده بر این است که هنر متعالی تحقق بخش هدفی غیر از تفنن محض و گریز است و به طور قطع اهداف والاتری را مد نظر دارد و متعلق به احساسی والاتر است. در عین حال، فلاسفهء اجتماعی و مدافعان هنر غالب صدق این فرض را زیر سوال می برند. - لئو لوونتال

من فیلسوف اجتماعی نیستم، طرفدار هنر غالب نیز. ولی نمی دانم اگر هنر را حاصل تفنن - تفنن، به معنی نرم خویی و خلاقیت در برابر خشکی و انعطاف ناپذیری منطقی و استدلالی صرف بودن - ندانم، چه تعریفی باید برایش بیاورم. اگر هدف هنر، یعنی رها کردن خویشتن در صفحات یک داستان یا وانهادن خویش به نوای دلپذیر موسیقی و انفصال از دنیای پیرامون - حداقل برای چند لحظه - گریز نیست، پس چیست؟ هنر قطعا جز تفنن و گریز هدفی ندارد. اما هرگاه این هدف در متن زندگی فرد خاصی قرار می گیرد، کارکردی متفاوت می یابد. آنچه خط سرخ مرز میان هنر غالب و هنر متعالی را ترسیم می کند، نه هدف، که کارکرد است. داستان، داستان همان چاقوست که به بدن انسان فرو می رود. یک بار برای کشتن، بار دیگر برای شفا دادن. هدف از به کارگیری چاقو هرگز چیزی جز بریدن نبوده، بلکه این فرزانگی و فرهیختگی کاربر است که کارکردی متعالی به چاقو می بخشد. هدف از چاقو بریدن است، اما کارکرد برش در دستان پزشک، شفا و در دستان نادان، آسیب و زیان است. هنر نیز چاقویی دیگر است. چاقویی که بر روح انسان برشهایی وارد می آورد. برشهایی گاه شفا بخش، گاه بی تاثیر، گاه کشنده. هنر در دستان قدرتمند و بارور تولستوی همان تفنن و گریزی است، که در دستان بی بار و بر رحیمی. این بزرگی آفریننده و روح متعالی اوست که کارکرد هنر را، کارکرد این برش را معین می سازد. کارکرد هنر را عظمت نگاه* هنرمند تعیین می کند.
یک تفنن برای خلاصی از دید کوته و سریع و بی تامل و جزئی روزمره و حرکت به سوی دیدی متعالی تر و متکامل تر و گسترده تر به هستی و حیات، یک تفنن برای رهایی از ملال و یکنواختی روزمره و بازگشت به همانها با رویکردی متفاوت. یک گریز از رنجها و واقعیتهای تکرار شوندهء زندگی، به سوی حقایق درون و به سوی والایش و غور در واقعیتهای هر روز دیده و کشف درونمایهء آن، یک گریز از فشارها و خستگیهای زندگی، به سوی رهایی و غرقه گشتن در جهانی ناشناخته و بازیافتن و تکرار لذتها و دوست داشتنیهای هر روزه به رنگ و شکلی متفاوت و دریافت دوبارهء خوشی ساختگی و خوشبینی یا بدبینی لازم برای ادامهء حیات در همان سطح و به همان صورت. هنر همان هنر است، گرچه طبیعی است که چون به دست فرزانگان می افتد، از نظر فرم و ظاهر نیز متعالی تر می شود، اما باز همان هنر است. همان هنر که با قرار گرفتن در متنی متعالی، کارکردی استعلایی یافته.

* بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد. - آندره ژید