Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

2/28/2003

منابع انساني



این دختر که برعکس روی صندلی نشسته، بازوی لختش را روی تکیه گذاشته و صورت بزک کرده اش را روی دست، و با لبخندی پیوسته به همه می نگرد، سمبل افتراق کلاس است. که می داند استاد چه می گوید، هر که در افکار خویش غوطه مي خورد. هرکس از پس پالایه های گوناگون، شیشه های رنگی و مات و گاه دیواری ضخیم آنچه را می گذرد، می نگرد.
سعید مشتاق گوش فراداده؛ به موسيقي آرام، شناور در روياي سرزمين آفتابي و دور خواننده.
شادي بالاي دفترش نوشته "آغاز مي كنم به نام بلند عشق"، و در پايين جمله هاي كوتاه استاد، بي توجه و ناخودآگاه، يك به يك روي ورق رنگ مي گيرند.
مرتضي از پنجره به سقف ساختمان روبرو مي نگرد؛ مي خندد؛ لبخندي پيروزمند. كلاغ رند خود را از چنگ گربهء خال مخالي بيرون كشيد.
فاطمه از پس چادر سياه، حركت چهره ها، تكان لبها، حالت چشمها و مسير دستها را مي كاود. مي كوشد از پيش ببيند. مانند كوري كه به شنوايي تكيه كند، به هوشي سرشار متكي است.
كاوه با عينك ظريف، ته ريش مردانه و باراني تيرهء بلند، به كودكي پريشانحال مي ماند. هر سخن در انتظار جلب نظري. داستان نيازي اشباع ناشدني و توجه ظاهر بين و پايان ناپذير جنس مخالف.
ليلا و سحر، ته ماندهء سريال نخنماي شب پيش را در گوش هم نشخوار مي كنند؛ در جستجوي كليشه.
محمد، ابله متاهل، به زني مي انديشد؛ به كودكي كه اگر گرسنه باشد، تشنه باشد، دردي حس كند، گريه از سر مي گيرد. به چشمان اشك آلودي كه ذوب كننده و تحمل ناپذيرند.
اما اين دختر، او يك بيگانه است؛ با روسري پس رونده، آستينهاي بالا پرنده، پاچه هاي گشاد شونده و دكمه هاي افتنده؛ شايد اصلا وجود ندارد؛ تنها يك سمبل است؛ سمبل جنسيت نهفته در پس اين همه نگاههاي د‍‍‍‍ژم؛ سمبل خواهش پنهان "نگاهم كنيد"؛ سمبل افتراق و دوري.
اين كلاس چون كشتي واژگوني است؛ مركز ثقلش خارج افتاده؛ سرنشينان، هريك به تخته پاره اي چسبيده اند. ناخدا آخرين كسي است كه كشتي مغروق را ترك مي كند. آنچه از او بر مي آيد، ماندن و نظاره كردن ديگران است كه دور مي شوند.
خداحافظ استاد!