Web Hosting by
Netfirms
|
Free Domain Names by
Netfirms
صبح
4/5/2003
آيينه
آيينه شكست. تكههايش ريخت؛ خردههايش نيز. تو آيينهء من بودي، كه خود را به خرده شيشههايي بيمقدار فروكاستي.
به دست
صبح
به ساعت
21:58
<< Home
آنچه گذشت
سالي كه نكوست از بهارش پيداست امسال با جنگ ...
گم در شبستانهاي بيشمار، از كنار ستونهاي ست...
اكباتان ما هر كس گفته فقط شبهاي چهارشنبه سو...
چشم بسته چشمانم را بسته بودم؛ گوشهايم را گر...
دختر اتوبوس دختر يتيم نشسته. پدر ندارد؛ يا ...
سعادت سعادت را براي ديگران بخواهيم ولي براي...
تاريخ تاريخ چيست؟ قاب آبرنگي زير باران.
از ديد سياستمدار به ديدهء من، رمان مدرن شكل...
بندهاي هستي در بند خرده فرهنگها هستيم. در ب...
منابع انساني این دختر که برعکس روی صندلی نش...
پیوندها
<< Home