Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

4/13/2003

چهل تكه



و اما منظور از چهل تكه چيست؟ مراد از چهل تكه آن است كه فضاهاي مختلف و ناهمگوني كه از لحاظ تاريخي و معرفت‌شناختي وجود ما را ساخته‌اند، در سطح واحدي قرار ندارند. هر اقليمي معرف يك سطح آگاهي است. گويي ما در نتيجهء فرآيندي كه درك آن آسان نيست، همهء اعصار تاريخ بشريت را به صورت در‌هم آميخته در خود گرد آورده‌ايم. البته اين سطوح حياتي بالقوه دارند و تنها به هنگام ارتباط فعليت مي‌يابند. اما از آنجا كه ما در دنيايي با سطوح مختلف بازنمايي مي‌زييم و قالب‌هاي شناختي كه اين سطوح را در خود گرفته‌اند بسيار گونه‌گونند، تجلي آن‌ها تنها به صورت اختلاط امكان‌پذير است. ما علاوه بر آن كه از وجود ردپاهاي رنگ پريدهء لايه‌هاي كهن هستي در درون خود بي‌خبريم، در تسخير جادوي مقاومت‌ناپذير آنها نيز هستيم. ما از حالتي به حالت ديگر مي‌رسيم بي آن كه خود از اين چرخش آگاه باشيم و پس از آن كه اين گذر متخقق شد، خود را دچار احساسات غريبي مي‌بينيم كه از مهار و هدايت آنها عاجزيم. زيرا تسلط بر آنها نيازمند كليدهاي تازه‌اي براي تفسير است. از اين رو آرام آرام اسير آفرينش‌هاي خيالي مي‌شويم. البته اگر اين رسوبات قديم لوح ضميرمان كه مشحون از تاثيرات نهان است، خلق آثار ادبي درخشاني را ممكن مي‌كند، در قلمرو خرد تعقلي، سبب اختلال در تفكر مي‌شود و آن را به سطح التقاط‌هاي سست پيوند تنزل مي‌دهد كه نمونهء آن را در كار ايدئولوژي پردازان متعهد مشاهده مي‌كنيم.
همزماني همهء گفتارهاي واپس رفته، ما را آمادهء اين رويارويي مي‌كند. پيش از اين تمام گفتارهاي حاكم مبتني بر اصل امتناع ارتفاع ضدين يا نقيضين بود. من اينم، تو آني، يا، من اينجا هستم، تو آنجا هستي و غير ممكن است من هم باشم و هم نباشم. اما اكنون به قول ميشل سر "لازم است اصل امتناع ارتفاع نقيضين را از ميان برداشت: نقض اين اصل ما را به سير و سياحتي شگفت وا‌مي‌دارد. سياحتي تقريبا به حس درنيامدني در سرزمين‌هايي نامانوس‌تر از آنجا كه اوليس، دانته و گاليور سفر مي‌كردند؛ و با اين حال آنچنان شدني و ملموس كه در تكنولوژي امروزه نيز به كار مي‌رود. به بيان ديگر، من همزمان با ديگري در اينجا هستم، من همزمان در اينجا و در جاي دگر و شايد به جاي كس ديگرم." بنابراين بايد به جاي اصل امتناع ارتفاع نقيضين، اصل اجتماع نقيضين را نشاند. زيرا بدين ترتيب انسان با بسياري ديگر پيوند مي‌يابد. "آري من جمعي كثيرم: مجموعه‌اي بيشمار از ديگران."

برگرفته از:
افسون زدگي جديد
داريوش شايگان