حرف بزن باهاش

مگر یک فیلم اسپانیایی ببینیم که یادمان بیافتد دلمان فیلمی از نوع دیگر میخواهد. خوزه آلمودوار سبک فیلمسازی شخصی خودش را دارد، زیبایی شناسی تصویری خاص خودش را، با رنگ بندی گرمی که کمتر در سینمای اروپا میبینیم، و در نهایت رویکرد خاص خودش را به انسان و روابط انسانی که برای ما ایرانیها جالب توجه باید باشد. ما شخصیتهای Talk To Her را خیلی بهتر میشناسیم تا شخصیتهای یک فیلم ساز بزرگ فرانسوی، مثل گدار را. به طور خاص، کسانی مثل مارکو و بنینو حس همذات پنداری ما را بیشتر میانگیزند تا شخصیتهایی چون پاتریسیا و میشل، که به نوعی شاید روح موج نوی فرانسه باشند. حتی فلینی هم با آن همه آداب و رسوم و جنبههای مذهبی که از گوشه و کنار فیلمهایش بیرون میتراود، کمتر میتواند در احساسات به تماشاگر ایرانی نزدیک شود؛ برگمان که جای خودش را دارد. نمیخواهم به این سادگی اذعان کنم با دیدن تنها یک فیلم، آلمادواریستی پر و پا قرص شدهام، اما میخواهم خاطر نشان کنم در کنار تماشای کلاسیکها، و فیلمهای روز آمریکا و اروپا، گذری هم بر فیلمهای سینمای اسپانیا که کمتر مطرح شده و مورد بحث قرار میگیرند، میتواند اثر خوبی، لااقل از نظر احساسی، برای تماشاگر ایرانی داشته باشد. یک حس نزدیکی به شخصیتها که چنان فراموش گشته، که حتی فیلمهای وطنی هم از آن بینصیب نماندهاند و سرشار از شخصیتهایی شدهاند که تمایل اصلیشان نه جلب نظر مخاطب، که دور ماندن از مخاطب و حتیالمقدور دور زدن اوست. شاید روی سخنم به طور خاص با فیلمهایی از نوع نفس عمیق است که گرچه از یک موضوع مطرح و قابل درک و پیدای اجتماعی سخن میگویند، شخصیتها و داستانشان چون جسم صلب مکعبی شکلی در گلوی مخاطب گیر میکند.

0 پسنوشتها:
Post a Comment
<< Home