Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

10/22/2003

دانشكده كه چه عرض كنم

شما را به خدا غذاخوري ما را ببينيد!



غذاخوري همواره پاتوق پسرها و استراحتگاه دخترهاست. هر گاه كسي بخواهد سرخود پاتوق يكي را با استراحتگاه ديگري عوض كند و فرض كند كه همه چيز خود به خود درست مي‌شود، نتيجه‌اش همين مي‌شود كه مي‌بينيد.

10/19/2003

ديو دژ



به پيکر آراستهء اتاقم، کتابخانه، تابلوها، اشياء چوبی و مسی رنگ با تجلی گرم و منطقيشان که می نگرم، نيک در می يابم که از اتاقم دژی ساخته ام: آن گونه سخت و پرصلابت و استوار و بازدارنده که دژی مهيب با سنگهای درشت خاکستری رنگ با کمانگيرانی ورزيده در هر کنگرهء بارو و ديده بانانی تيزچشم بر فراز هر برج. بدين ترتيب است که در می يابم چگونه خويشتن را به جزيرهء دورافتاده ام در اقيانوس آرام تبعيد کرده ام، که چگونه همه را در پس ديوارهای دژم نگاه داشته ام، که چگونه به سر فرود آوردن در برابر سختی سنگهايم و به بلندی برج و بارويم واشان داشته ام، و چگونه هر رهگذر بی گناهی را بدان پايه که خود را فرزند نانجيب قومی بربر بداند در برابر تصوير آرمانی گسترش يابندهء خويش خوار و در برابر عريانی آگاهی بی سلاح رها می سازم. شگفت نيست که بگريزند، که تنها قير مذابی را در ياد آرند که از فراز باروها بر سرشان افشاندم.
بدين گونه است که خود را با "ديو" "گويا" همراز و همدل می پندارم، آن گونه که با هيبت به راستی ديوانه اش بر لبهء دنيا نشسته، تنها و ملول و خسته، به فراسوها، به آن جا که هيچ نيست می نگرد. آری ديوان، نه تنها به کار افسانه و بازی کودکان مي آيند، که گاه در جهان بلوغ يافتهء سالمندان نيز رخ می نمايند و احترام و شايد همدلی بر می انگيزند.
در اين دژ تنهايی، در ميان اين ديوارهای بلند سنگی ضد شيدايی به راستی و بی اغراق شبانروز را بی هيچ کسی می گذرانم که بتواند مرا سخاوتمندانه به تقسيم حضور خويشتن فرابخواند.

10/13/2003

هگل از کوژو



انسان، خودآگاهی است. او از خويشتن و از واقعيت و شايستگی انسانی خويش آگاه است. و فرق اساسی او از حيوان، که از مرتبهء احساس سادهء نفس خود فراتر نمی رود در همين است.

برگرفته از:
خدايگان و بنده
نوشتهء و.ف.هگل
با تفسير الکساندر کوژو
بازگشت



نمی شود که ننوشت.
پس باز می نويسيم.