Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

1/28/2004

زیر دیپلم



برای این که زیر دیپلمها هم بتوانند از وبلاگم بهره ای ببرند می نویسم: امروز تحت تاثیر قرصهای قوی ضد حساسیت به جای خمیر دندان روی مسواکم شامپو مالیدم. البته خوشبختانه پیش از استعمال به دلیل تفاوت رنگ فاحش خمیردندان و شامپو متوجه خطایم شدم.
نتیجهء اخلاقی: اگر قرص ضد حساسیت مصرف می کنید به هنگام خريد لوازم بهداشتي به رنگ آنها دقت فرماييد.

1/26/2004

Lo. Lee. Ta.



Lolita, light of my life, fire of my loins. My sin, my soul. Lo-lee-ta: the tip of the tongue taking a trip of three steps down the palate to tap, at three, on the teeth. Lo. Lee. Ta.
She was Lo, plain Lo, in the morning, standing four feet ten in one sock. She was Lola in slacks. She was Dolly at school. She was Dolores on the dotted line. But in my arms she was always Lolita.

First lines of "Lolita"
Vladimir Nabokov


1/23/2004

Necessities


Impatience asks for the impossible, wants to reach the goal without the means of the getting there. The length of journey has to be borne with, for every moment is necessary; and again we must halt at every stage, for each is itself a complete individual form, and is fully and finally considered only so far as its determinate character is taken and dealt with as a rounded and concrete whole, or only so far as the whole is looked at in the light of the special and peculiar character wich this determination gives it.

Phenomenology
G.W.F. Hegel

1/6/2004

تجربهء مدرنيته



آقاي فرهاد پور - كه خدا خيرش بدهد، در سخنراني دانشكدهء علوم اجتماعي با طنز تلخش ما را حسابي خنداند - در پاورقي صفحهء 62 كتاب "تجربهء مدرنيته" نوشته:
منظور از "انفجار دروني" implosion، نوعي از انفجار است كه به عوض پرتاب كردن اشيا به بيرون، موجب فرو ريختن و تلنبار شدن آنها در محل انفجار مي شود، نظير انفجار ساختمانهاي بزرگ قديمي در مركز شهرهاي بزرگ.
يكي دو جاي ديگر هم نگاه كردم، كه متاسفانه براي اين واژهء گوياي انگليسي معادل بسيار بدتري در نظر گرفته بودند: انغجار از درون. با توجه به اين كه مفهوم رمبيدن نيز در خود فرو ريختن است، و در نجوم نيز به همين معني و معادل implosion به كار رفته، آيا بهتر نيست به جاي تركيب برساختهء "انفجار دروني"، كه بيشتر ما را به يادشخصيتهاي كارتوني مي اندازد كه بمبي را قورت مي دهند و بمب در درونشان منفجر مي شود، از "رمبيدن" كه از پيش موجود بوده و معناي روشني هم دارد استفاده كنيم؟

1/1/2004

پروست روشنفكر



هر كس افكاري را روشن مي نامد، كه ميزان پريشانيشان به اندازهء افكار خود اوست.

در جستجوي زمان از دست رفته
كتاب دوم: در سايهء دوشيزگان شكوفا
مارسل پروست